دست نبشته های مجازی

یک وبلاگ نویس مسلمان
  • rss
  • Home
  • فید چیست؟
  • آهنگ های مانیکس
  • کتابخانه دیجیتال
    • کامپیوتر
    • کارشناسی ارشد
    • ادبیات
  • نوروز

یار دبستانی در دانشگاه کاشان طنین انداز شد!

محمدعلی | جولای 4, 2009

دانلود کلیپ ویدویی با فرمت 3gp و حجم 5 مگابایت

____________

در همین ارتباط : متن و موزیک یار دبستانی من با صدای فریدون فروغی

دیدگاه ها :
بدون دیدگاه »
| موضوعات :
ریاست جمهوری دهم
| برچسب :
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان, حمایت از میرحسین موسوی, دانشگاه کاشان, کلیپ موبایل, یار دبستانی در دانشگاه کاشان

خوراک دیدگاه ها خوراک دیدگاه ها
دنبالک دنبالک
Bookmark and Share
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات توسط شورای نگهبان

محمدعلی | جولای 1, 2009

بسم الله الرحمن الرحیم

هموطنان عزیز

همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.

ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.

مردم!

علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:

- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:

- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی

در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.

میر حسین موسوی

10/4/88

دیدگاه ها :
بدون دیدگاه »
| موضوعات :
ریاست جمهوری دهم
| برچسب :
انتخابات ده ریاست جمهوری, بیانیه میرحسین, بیانیه نهم میرحسین موسوی, سیاست, میرحسین موسوی

خوراک دیدگاه ها خوراک دیدگاه ها
دنبالک دنبالک
Bookmark and Share
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

آیا نمایندگان مجلس ، نمایندگان مردمند؟!

محمدعلی | ژوئن 29, 2009

امروز خبر نطق آتشین نماینده تبریز ، دکتر پزشکیان رو در سایت ها خوندم و به دنبال اون فایل صوتی این نطق را دانلود کردم. جدا از صحبت های ایشون که در مورد انتخابات و حوادث اخیر بود ، نکته جالب توجه حرکت نمایندگان مجلس و به اصطلاح نمایندگان مردم بود.

ما همیشه به تاریخ 7500 سال و کوروش و.. افتخار می کنیم و همیشه و همه جا فرهنگ خود را به رخ بقیه کشورهای دنیا می کشیم ، ولی هو کردن یک فرد، هرچند مخالف رای و نظر ما،  آن هم در مجلس و دو دو کردن ، برازنده یک ایرانی است؟!

مگر پزشکیان با رای مردم وارد مجلس نشده است ؟! به چه حقی به ایشان توهین می شود!؟

آیا توهین به نماینده مردم به مصداق توهین به مردمی نیست که پزشکیان نماینده آنان است؟!

آقایان نماینده مجلس که حداقل مدرکتان فوق لیسانس است و شورای نگهبان شما ها را تایید نموده ؛ زمان هو کردن و دو دو کردن گذشته و اصولا شان نمایندگان مجلس نیز کارهای که کودکان 4-5 ساله را بر نمی تابد.

آقایان..

تو را به خدا بیش از این مردم را نا امید نکنید..

با احساسات مردم بازی نکنید…

شنیدن ساز مخالف ، آن هم 5 دقیقه از سوی یک نفر برای شما ها اینقدر رنج آور است ؟!

الحمدالله که اکثریت با شماهاست و فراکسیون اصلاح طلبان در اقلیت..

پس این همه واهمه برای شنیدن سخنان یک نماینده چیست ؟!

نکند حقی نا حق شده و طاقت صدای شنیدن کلام حق را ندارید؟!

آقایان.. ماه رجب است ؛ ماه حرام… این آیه را تا بحال شنیده اید؟!

الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (بقره 194)

اين ماه حرام در برابر آن ماه حرام است و [هتك] حرمتها قصاص دارد پس هر كس بر شما تعدى كرد همان گونه كه بر شما تعدى كرده بر او تعدى كنيد و از خدا پروا بداريد و بدانيد كه خدا با تقواپيشگان است…

یا حق.

_____________

پی نوشت :

مهدیکس امر فرمودند این آیات(191 و 217 سوره بقره)  را نیز قرار دهم:

و گناه فتنه از قتل بزرگ تر است!
و گناه فتنه از قتل شدید تر است!

اما مهدیکس جان..
…پذيرا و شنواى دروغ هستند [و] بسيار مال حرام مى‏خورند پس اگر نزد تو آمدند [يا] ميان آنان داورى كن يا از ايشان روى برتاب و اگر از آنان روى برتابى هرگز زيانى به تو نخواهند رسانيد و اگر داورى مى‏كنى پس به عدالت در ميانشان حكم كن كه خداوند دادگران را دوست مى‏دارد (مائده ۴۲)

معنای عدالت جویی را نیز متوجه شدیم.. فتنه گری  :)

دیدگاه ها :
یک دیدگاه »
| موضوعات :
ریاست جمهوری دهم
| برچسب :
دودو کردن نمایندگان مجلس, سیاست, نمایندگان مجلس, پزشکیان

خوراک دیدگاه ها خوراک دیدگاه ها
دنبالک دنبالک
Bookmark and Share
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

نامه فرزند بهشتی خطاب به پدر شهیدش: پدر دیدی چه کردند؟

محمدعلی | ژوئن 28, 2009

متن ذیل منسوب به فرزند شهید بزرگوار بهشتی است.

علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی عضو هیأت علمی دانشکدهٔ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس ، عضو جمعیت توحید و تعاون، مدیر مسئول روزنامهٔ کلمهٔ سبز و مشاور ارشد میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بوده است!

بار دیگر بی تو

چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.

پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟

اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.

یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:

تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
……
خاکستر تو را
باد سحرگان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید

سید علیرضا حسینی بهشتی هفتم تیرماه 1388

منبع

دیدگاه ها :
بدون دیدگاه »
| موضوعات :
ریاست جمهوری دهم
| برچسب :
سیاست, سید علیرضا حسینی بهشتی, شهید بهشتی, علیرضا بهشتی, میرحسین موسوی, نامه فرزند بهشتی به پدرش, یادبود شهید بهشتی

خوراک دیدگاه ها خوراک دیدگاه ها
دنبالک دنبالک
Bookmark and Share
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

اعلام برگزاری مراسم برای طرفداران میرحسین موسوی

محمدعلی |

صفحه فیس بوک مربوط به میرحسین موسوی اعلام نمود:

،یکشنبه به مناسبت سالگرد هفتم تیر مراسمی در مسجد قبا برگزار خواهد شد که مجوز هم دارد، اطلاع رسانی وسیع توسط ایمیل و هر ابزار دیگر به ایران به عهده شماست، بهترین پوستر برای مراسم پوستر های آلبوم “بازگشت به میزان” است، برای بچه های ایران ارسال کنید، رسانه شمائید

صحت و سقم این خبر بر عهده مسئول صفحه فیس بوک ولی تا جایی که من تحقیق کرده ام ، مثله اینکه فردا قرار است یادبود شهدای هفت تیر (شهید بهشتی و 72 تن از یانشان) مانند هرساله از سوی خانواده ایشان برگزار شود که حامیان موسوی نیز قصد دارند در این مراسم شرکت کنند.

این مراسم از ساعت 18 برگزار خواهد شد.

منبع خبر مراسم شهید بهشتی

دیدگاه ها :
بدون دیدگاه »
| موضوعات :
ریاست جمهوری دهم
| برچسب :
X همایش با حضور حامیان میرحسین موسوی, سیاست, مسجد قبا, میرحسین موسوی, همایش حامیان میرحسین موسوی بعد از انتخابات ریاست جمهوری

خوراک دیدگاه ها خوراک دیدگاه ها
دنبالک دنبالک
Bookmark and Share
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

چند خط توضیح از روی ناچاری(به سبک مهدیکس)

محمدعلی | ژوئن 26, 2009

خدمت بازدید کنندگان  عزیزوبلاگ دست نبشته های مجازی

دوستانی که بنده را از نزدیک می شناسند به اخلاق بنده آگاهی کامل دارند ، سعی می کنم با همه رو راست باشم و در حرف زدن نیز رک باشم و بدون هیچگونه مصلحت اندیشی عقاید خودم را اعلام نمایم و یا به انتقاد از عقاید و نظرات دیگران بپردازم ، هرچند  بر این عقیده ام که نظرات سایرین نیز محترم است. ولی اینکه عقاید من و کسانی که با بنده مخالفن یا موافق کدامیک درست است،  تنها با بحث و گفتگو امکان پذیر است.

عده ای از بازدیدکنندگان محترم اقدام به گذاشتن نظر در مورد پست های مختلف می کنند، چه در Manix.ir و چه در وبلاگ Blog.Phpgroup.ir که البته باعث خوشحالی است که مرا قابل دانسته اند.من نیز به نوبه خویش اگر لازم به توضیح باشد در پایین نظرشان شرحی یا جوابیه ای می نویسم .

ولی انصافا حق بدید که در مقابل بعضی از نظرات به شدت عکس العمل نشان دهم.

مثلا عده ای علت حمایت بنده از میرحسین موسوی را ترویج بی ناموسی می دانند ، عده ای حمایت از دزدان ، عده ای بدون اینکه سندی داشته باشند انواع تهمت ها را نسبت به افرادی که روحشان هم از این نظرات مردم خبر دار نیست می کنند.

عده ای نیز مرا به غرب زدگی و ترویج فساد متهم می کنند. جالب است که از آن طرف نیز عده ای به من لقب شهید و بچه مثبت و .. می دهند. یک تعدادی نیز مرا منحرف مادی و معنوی و حتی بیشتر یک کمونیسم و امپریالیسم :) می خوانند!

عده ای نیز انواع و اقسام کلمات رکیک و غیراخلاقی را نثار بنده و خانواده ام میکنند.

من به نوبه خویش در بعضی از جاها کلماتی نثار آنان می کنم که صد البته لایق آنان می دانم. باید تقاضا کنم حمل بر بی ادبی من نکنید،چون انصافا واژه دیگری سراغ ندارم بجای احمق بگذارم.

دوستانی که لطف می کنند و نظر می گذارند در محکومیت بنده ، خیلی علاقه دارم تا امکان پاسخ  برای من قائل شوند وپاسخ مرا نیز بخوانند و در صورت امکان اگر نیاز به توضیح است مجددا برایم پاسخ بگذارند البته با مستندات واقعی نه حرف های عوام که در کوچه و بازار ریخته است.

امید دارم تا تعاملم با خوانندگان وبلاگم بیشتر شود.  در پایان به ذکر چند نظر شاهکار وبلاگم می پردازم

با تشکر ؛ مانیکس

م. ناظر:اصولا در قاموس ايراني، روشنفكر = هرزه مادي و معنوي

____________________________________

محمد شیرازی:در نوشته هایت انچنان از مسلمانی و قران و مسایل سیاسی و نقل قولها و کلمات عامه پسند نوشته ای که حود باور کرده ای که بلاتشبیه خدایی
در بالای صفحه نوشته ای دست نبشته های یک مسلمان
ایا مسلمان احازه دارد اسمی که بر خود میگذارد یک اسم غربی باشدکه مفهومی ندارد
و با هر صدا زدنی شما را به یادغرب و غربیها میاندازد؟

کلمه روشنفکری قشنگ است اما از ان سو استفاده میگردد انهم بوسیله کمونیسم و امپریالیسم
و افراد نا اگاه در مقابل اسلام به کار میبرند ایا در اسلام تحقیق کرده ای که بدانی روشن فکری یعنی چه
چرا حرف را با مستندیات نزنیم
مگر استفاده از رنگ سبز عوام فریبی نیست؟
مگر مردم رنگ سبز را رنگ اسلامی نمی دانند که نماد مسلمانان است
اگر موسوی روشنفکر است چرا با فریب مردم و استفاده از دین میخواهد به قدرت برسد
اگرموسوی ضد سرمایه داری است چرا با جریان سرطانی هاشمی پیوند زد تا به قدرت برسد
انهم سرطانی که زمان لازم دارد تا خشکانده شود
حرف بسیار است اما همین را بگویم اگر مسلمانی جواب حرف هایی را که میزنی باید یک روز پس بدهی بقیه با خودت
رییس ستاد تبلیغاتی موسوی اعلاو نمود که بهایی ها {که بطرف اسراییل نماز میخوانند و فرقه ضاله میباشند} به ما کمک مالی کرده اند اگر مسلمانی همین حرف تو را بس

____________________________________

مونیبا: جالبه!به راحتی کار اشتباه خودتون رو توجیه میکنید.ما پیروی همان امامیم که میگفت

غلط میکنی قانون رو قبول نداری قانون تو را قبول ندارد!!

____________________________________

مرضیه ایرانپور-قم:من چون یه شناختی از ایشون(مسعود مولوی) دارم، کمجکاور شدم مطالب شمارو
پیگیر کنم و توی اینترنت درباره اش جستجو کردم اما این مثل یه برنامه از پیش برنامه ریزی شده میاد
یه سری وبلاگ که معلوم نیست مال کین و از کجا و اصلا هم منایع معتبری نیستند
همشون یه متن رو کپی کردن و گذاشتند و 8 یا 9 تا نظر عیناً مثل هم هم زیرش گذاشتند
و بعدشم الان بخش نظرات رو بستند که کس دیگه ای نظر نده؟!
در عوض هرچی سایت معتبر و علمی و… هست چه داخلی و چه خارجی حرف های ایشون رو تایید تمام کرده.
من که موندم واقعا شما واقعا به اون دنیا ایمان ندارید. نمیدونین که بزرگترین گناه حق الناسه. به این راحتی با آبروی مردم بازی می کنید؟ واقعاً که

(البته قابل ذکره که منابع علمی که ایشون میگن حتما فارس ، مهر و .. است!)

____________________________________

پروین:این سی دی های تخریبی رو با اسم 90 سیاسی کی داده ؟
نکنه شما و دوستاتون از جواب دادن در آخرت معاف شدین؟
بس کنید مردم خودشون می دونن به کی رای بدن نیز به دلسوزی شما و رفقای محترمتون ندارن

____________________________________

مژگان:انشاالله بیاری حق وبا پشتیبانی اکبرشاه وخاندان سلطنتی هاشمی پیروز خواهیم شد
آقازادها
شوراها شهرها
کارخانه داران که منتظر وامهای میلیاردی
مردمی که فکر میکنه این موج سبز موج ازادی
عضو ستاد انتخاباتی موسوی که منتظر حق الزحمه روزی صدهزارتومان
بابا ایول صانعی توهم جیره خوری بهت نمیاید
پس خرافه نیست که امام زمان می اید پدر اخوندا را در می اره
ارذال واوباش

____________________________________

مجید:چطوری میشه انسان چشم داشته باشه و تناقضات موسوی رو نبینه؟

کسی که دم از قانون میزنه چطور زودتر از زمانی که قانون مقرر کرده شروع به تبلیغات میکنه؟!
کسی که میاد به احمدی نژاد میگه درباره کسی که حضور نداره نباید حرفی زد ام در کملا وقاهت در غیاب احمدی نژاد انواع و افسام اتهامات رو روانه او میکنه(بدون مدرک)؟!!
کسی که شعارش اینه که”ادب مرد به ز دولت اوست” چطوری با بی ادبی تمام رییس جمهور کشور رو متهم به رمال بازی و دروغگویی و… میکنه؟!!(باز هم بدون مدرک)
کسی که نمیتونه زنش رو از انجام کار خلاف ممانعت کنه چطوری میاد به امثال کردان استناد میکنه؟!!
و…و…و…
جواب خون تمام کسانی که ریخته شد مثل اون مادر و دختری که یه مهد کودک پناه بردن اما اراذل اونهارو به بدترین شکل کشتن رو موسوی باید بده
حتی اگر دراین دنیا اوبهسزای اعمال ننگین خودش نرسه اما در دادگاه خداوند باید جواب بده که به کدامین گناه کشته شدند؟؟

____________________________________

عارف: آخرالزمانه چه افرادی رو شهید میگن خاک تو سرتون آخه اراذل شهیدن

____________________________________

شهاب:

۱- موسوی ادم خودش نبود و نیست مهره کس دیگری یه و کسانی که گنگ هستند و نمیخوان از خواب بیدار بشن به ایشون رای میدن .
۲- طرفدار هاشون هم دارن لنگ هوا میبرند و به اومید حذف گشت ارشاد ( بی ناموسی ) دارن خودشون رو پاره میکنن .
۳- مولا علی فرموده : در خر الزمان دجال با شال و عبای سبز میان مردم خواهند امد . مردمی که اهل دین و مطالعه هستند میفهمند .
۴- ایشون و اوشون و خودشون .( خ - ه - م ) به عبارتی هر ۳ تا خواهر ۱۳ میلیون طرفدار داشتن نه تنهاموسوی.
بعدش هم اقایی که ۲۴ میلیون رای اورده حتما طرفدارانش بیشتر از اون ۳ گزینه سوختست که الان دارن جر میزنن .
البته من به شما قول میدم طرفدارای این ۲۴ میلیون اونقدر از لحاظ اعتقاد قوی هستند که اگه در نمی اومد به صلاح خودشون رفتار کنن و حساب ادم نزارنش و امید داشته باشن

دیدگاه ها :
یک دیدگاه »
| موضوعات :
دسته‌بندی نشده
| برچسب :
خوانندگان مانیکس, مانیکس, وبلاگ مانیکس

خوراک دیدگاه ها خوراک دیدگاه ها
دنبالک دنبالک
Bookmark and Share
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

برادر بي قراره

محمدعلی | ژوئن 25, 2009

http://www.iaucom.com/upload/uploads/1246028845.jpg

شب است و چهره ی میهن سیاهه

نشستن در سیاهی ها گناهه

تفنگم را بده تا ره بجویم

که هر که عاشقه پایش به راهه

برادر بی قراره.برادر شعله واره.برادر دشت سینه اش لاله زاره

شب و دریای خوف انگیز و طوفان

من و اندیشه های پاک پویان

برایم خلعت و خنجر بیاور

که خون میبارد از دلهای سوزان

برادر نوجونه.برادر غرق خونه.برادر کاکلش آتش فشونه

تو که با عاشقان درد آشنایی تو که هم رزم و هم زنجییرمایی

ببین خون عزیزان را به دیوار بزن شیپور صبح روشنایی

دانلود با حجم تنها 1 مگابایت

منبع : وبلاگ مهاجر

_________________

پی نوشت : شجریان : صدای من صدای خس و خاشاک است

محمد رضا شجریان، استاد آواز ایران در نامه ای به رادیو و تلویزیون ایران نسبت به پخش آثارش از این رسانه اعتراض کرده است.

آقای شجریان در این نامه که خطاب به عزت الله ضرغامی رییس صدا و سیمای جمهوری اسلامی نوشته شده، از رادیو و تلویزیون که به گفته او مستمرا سرودهای میهنی او را پخش می کنند، خواسته از این کار خودداری کنند.

او در این نامه نوشته، سرودهایی که خوانده به ویژه سرود “ای ایران ای سرای امید” متعلق به سال های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ بوده و “هیچ ارتباطی با شرایط کنونی ندارد”.

محمد رضا شجریان اعلام کرده سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و به حکم قانون و شرع از این سازمان خواسته صدا و آثار او را در هیچ یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نکند.

وی در گفتگو با بی بی سی فارسی گفت: “در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود.”

آقای شجریان همچنین گفت هربار که صدای خود را از این رسانه می شنود احساس شرم می کند و بدنش می لرزد.

او باردیگر از صدا و سیمای جمهوری اسلامی خواست با پخش آثار او” به حق و حقوقش تجاوز نکنند” چون نمی خواهد صدایش را “در صورت او ومردم امثال او بزنند”.

رادیو و تلویزیون ایران در ایام انتخابات ریاست جمهوری و بعد از اعلام نتایج اقدام به پخش مداوم سرودهایی با محوریت ایران، وطن و میهن می کند که سرودهایی که آقای شجریان به آنها اشاره کرده و برخی ترانه های محمد نوری از آن جمله است.

این در حالیست که این ترانه ها و سرودها در ایام عادی با این حجم از رادیو و تلویزیون پخش نمی شوند.

این اولین بار نیست که آقای شجریان صدا و سیما را از پخش آثارش منع کرده، او در سال ۷۴ هم همین در خواست را کرده بود.

منبع

دیدگاه ها :
بدون دیدگاه »
| موضوعات :
روز نوشته, شعر, مهندسی نرم افزار, موسیقس
| برچسب :
آهنگ, برادر بی قراره, محمد رضا شجریان, موسیقی

خوراک دیدگاه ها خوراک دیدگاه ها
دنبالک دنبالک
Bookmark and Share
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

استحمار چیست ؟

محمدعلی |

http://www.iaucom.com/upload/uploads/1245960865.jpg

استحمار در گذشته فقط نبوغ استحمارگران بود و ذوقشان و تجربه شان. امروز علم به کمکش آمده، همه وسایل ارتباط جمعی ، رادیو و تلویزیون و تعلیم و تربیت و مطبوعات و شرق و غرب و ترجمه و تئاتر و … به کمکش آمده، روانشناسی علمی، جامعه شناسی فنی، روانشناسی سیاسی، روانشناسی تعلیم و تربیت به کمکش آمده است.
استحمار کردن تکنیکی شده، فنی شده و مجهز به علم شده !
این است که شناختنش هم به همان اندازه مشکل شده. ملاک: ” خود آگاهی انسانی ” و ” خود آگاهی اجتماعی “. هر مسئله ای که من مطرح کردم، اگر مساله علمی بسیار بزرگی بود، اگر مساله فلسفی بود، اگر مساله تکنیکی بود، اگر حتی مساله پیشرفت جامعه و زندگی بود اما خود آگاهی انسانی و خود آگاهی اجتماعی نداشت، دعوتی است شوم و فریبنده و دروغین و در پایان به بردگی و ذلت افتادن و به استحمار دچار شدن وبه یک نوع خواب مغناطیسی مدرن فرو رفتن ! چه فرق می کند برده ی مدرن بودن یا برده ی قدیمی بودن ؟ کنیز مدرن بودن یا کنیز قدیمی بودن ؟ فرقی ندارد، فقط تعارفات فرق می کند. آن یکی می گوید ضعیفه، این یکی هم می گوید لطیفه و هر دو به معنی آدم نیستی !
بنابراین استحمار یعنی؛ انحراف ذهن آدم، آگاهی و شعور آدم، جهت آدم(چه فرد چه جامعه) از خودآگاهی انسانی و خود آگاهی اجتماعی. هر عاملی که این دو آگاهی را منحرف کند، یا فردی را، نسلی را و جامعه ای را، از این دو خودآگاهی دور کند، آن عامل، عامل استحمار است ولو مقدس ترین عامل ها باشد و هر اشتغالی جز این دو اشتغال و پرداختن به هر چیزی جز پرداختن به این دو خود آگاهی یا آنچه در مسیر این دو خودآگاهی است؛ دچار خواب خرگوشی شدن، دچار بردگی شدن، قربانی قدرت دشمن و به استحمار مطلق در آمدن است ولو هم دعوت و پرداختن به یک چیز مقدس باشد و بدبختی ما (که نمی توانیم تشخیص بدهیم) این است که برای اغفال ذهن از آنچه باید بدان اندیشید غالباً ما را دعوت می کنند که به چیزهایی بسیار مترقی و عظیم و آبرومند و حتی بسیار سعادت بخش بیندیشیم و این است که گول زننده می شود و متوجهش نمی شویم. بدین سبب است که در جایی گفته ام :
” اگر در صحنه نیستی هر کجا خواهی باش ” .
هدف این است که در صحنه نباشی، هر کجا که خواهی باش و اگر در آنجا که باید شاهد باشی و حاضر اما نیستی، هر کجا که خواهی باش.
چه به شراب نشسته باشی و چه به نماز ایستاده باشی، هر دو یکی است.
برای استحمار کردن همیشه تو را به زشتی ها دعوت نمی کنند که نفرت زشتی ها تو را فراری بدهد و متوجه آنجایی بکند که باید به آنجا متوجه بشوی.
بر حسب ” تیپ ” تو، دعوتت را انتخاب می کنند، گاه تو را دعوت می کنند به زیبایی ها. برای کشتن یک حق بزرگ، حق یک جامعه، یک انسان، گاه دعوتت می کنند که سرگرم یک حق دیگر باشی و به کمک یک حق، حق دیگر را می کشند. و وقتی در خانه حریقی در گرفته است دعوت آن کس که تو را به نماز و دعا با خداوند می خواند، دعوت یک خیانتکار است تا چه رسد بکار دیگر؛ هر گونه توجه دادن به هر چیزی در آنجا (هر چیز مقدس و غیر مقدس) به جز توجه دادن به خاموش کردن حریق، توجهی است استحمار گرانه و اگر تو توجه بکنی، استحمار شده ای ولو با خداوند خودت صحبت کنی ولو به نماز ایستاده باشی، ولو مشغول مطالعه بهترین آثار علمی و ادبی بشوی یا مشغول یک کشف بزرگ علمی !
هر کاری که بکنی و” طرف ” سرت را به هر چیز که گرم کرد تو را دچار استحمار کرده، دیگر رفته ای !

دکتر علی شریعتی

دیدگاه ها :
بدون دیدگاه »
| موضوعات :
مناسبت
| برچسب :
اجتماعی, استحمار چیست؟, دکتر علی شریعتی, سیاست

خوراک دیدگاه ها خوراک دیدگاه ها
دنبالک دنبالک
Bookmark and Share
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

بیانیه شماره7میرحسین

محمدعلی |

جریان خبرسازی یک سویه دولتی،

جامعه را به سمت رسانه های خارجی سوق می دهد

قلم - میرحسین موسوی در بیانیه هفتم خود با تاکید بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده، آورده است: تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم، راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند.

به گزارش قلم نیوز، متن بیانیه شماره هفت مهندس موسوی به این شرح است:

بسمه تعالی

هموطنان عزیز

در پی مانع تراشی ها و تهدیدهای مکرر که در عمل،انتشار روزنامه کلمه سبز را پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری متوقف کرده بود، به این حد نیز اکتفا نشد و شبانگاه دوشنبه 1/4/88 دفتر روزنامه مورد هجوم مأموران امنیتی قرار گرفت و کارکنان شریف آن، دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند.

در حالی که مقامات کشور و رسانه های دولتی مرتبا بر قانون و اجرای آن تأکید می کنند و معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات، به قانون شکنی متهم می شوند، چنین برخوردی با روزنامه ای که با اخذ مجوز قانونی شروع به انتشار نموده و مسوولان، دبیران، خبرنگاران و کادر فنی و اداری آن، غیرقابل درک است، مگر با قبول آنکه برای عده ای حاکمیت قانون تا جایی پذیرفته است که برای محدود کردن اعتراض مخالفان باشد و نه چیزی دیگر.

این قانون شکنی در حالی صورت می گیرد که دیگر رسانه هایی که از طریق آنان ارتباط اینجانب با جامعه برقرار می شد و نیز مطبوعات و رسانه های غیردولتی مورد محدودیت جدی قرار گرفته اند و تنها مجرای باز برای اطلاع رسانی به مردم جریان خبرسازی یک سویه رسانه ملی و رسانه های دولتی است و متأسفانه جامعه را به سمت دریافت اطلاعات از طریق رسانه های خارجی سوق می دهد.

این برخوردهای غیرقانونی، مبتنی بر تحلیل نادرست دولت از شرایط اجتماعی حاکم است که راه را برای نفوذ بیگانگان در تحولات کشور باز می کند و حرکت در مسیر اصلاح امور جامعه را در چارچوب مبانی نظام جمهوری اسلامی دشوار می سازد.

ضمن اعتراض شدید به تداوم این رویه های غیرقانونی، بر حق ملت ایران در استفاده از ظرفیت های قانون اساسی برای ابراز مخالفت با آنچه در انتخابات اخیر و پس از آن روی داده تأکید می نمایم و آن را جزء لاینفک حقوق آنها بر اساس این سند میثاق ملی می‌دانم و بر پیگیری آن اصرار می‌ورزم.

برادر و خدمتگزار شما- میرحسین موسوی

چهارم تیر 1388

دیدگاه ها :
بدون دیدگاه »
| موضوعات :
ریاست جمهوری دهم
| برچسب :
انتخابات ریاست جمهوری دهم, بیانیه میرحسین موسوی, سیاست, میرحسین موسوی

خوراک دیدگاه ها خوراک دیدگاه ها
دنبالک دنبالک
Bookmark and Share
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

حاج محسن کنار کشید!

محمدعلی | ژوئن 24, 2009

http://www.qodsdaily.com/files/410328744840215_mehr4.jpg

حضرت آیت الله جنتی
دبیر محترم شورای نگهبان
سلام علیکم؛

احتراماً به استحضار میرساند؛ طبق روال قانونی، دغدغه‏ها و شکایات مربوط به انتخابات 22 خرداد را که حماسه‏ای بی نظیر و نمود بارز مردمسالاری دینی در نظام مقدس جمهوری اسلامی بود، در روزهای گذشته به آن نهاد محترم که مرجع رسیدگی قانونی به شکایات است، منعکس نموده و در این پیگیری نیز جدی بودم. اما با توجه به محدودیت زمانی، اکنون که وضعیت سیاسی - امنیتی و اجتماعی کشور وارد شرایط حساس و تعیین کننده‏ای شده که از نتایج انتخابات مهم‏تر می‏باشد، لذا وظیفه می‏دانم خود و دیگران را به کنترل وضعیت فعلی ترغیب نمایم و از آنجا که عهدی با خدای خود بسته‏ام تا همواره سربازی فداکار برای انقلاب اسلامی، رهبری و مردم باشم، بدینوسیله انصراف خود را از پیگیری شکایت‏های مطرح شده اعلام می‏دارم.

محسن رضایی
2/4/ 88

_________

به شخصه قبل از انتخابات هیچ از محسن رضایی هیچ ویژگی یک رییس جمهور را نمی دیدم ، تا مناظره ها و فیلم های تبلیغاتی که نشان داد انسانی است که در طول دوران تجارب با ارزشی بدست آورده و به بهترین نحو می تواند از آن استفاده کند.

برخورداری از متانت در سخن از ویژگی هایی بود که در مناظره با محمود احمدی نژاد از او دیدیم.

اما انصراف از پیگیری شکایت چیزی کمتر از انصراف وی در 4 سال پیش از ادامه حضور در کوران انتخابات ندارد. هرچند شاید دلایل شخصی و خاص خود را دارد ، اما در این شرایط برداشت های متفاوتی از این کار او خواهد شد.

دیدگاه ها :
یک دیدگاه »
| موضوعات :
ریاست جمهوری دهم
| برچسب :
انتخابات ریاست جمهوری دهم, انصراف رضایی از پیگیری شکایت خود, سیاست, محسن رضایی

خوراک دیدگاه ها خوراک دیدگاه ها
دنبالک دنبالک
Bookmark and Share
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

«ارسالهای قبلی

فید

حمایت از میرحسین

نظرسنجی

آمار وبلاگ و ارتباط



Page Ranking Tool

اطلاعات

  • ورود
  • پیگیری نوشته‌ها باRSS
  • پیگیری دیدگاه‌ها با RSS
  • WordPress.org

دیدگاه‌های تازه

  • فرهاد در فاطمه رجبی در کاشان!
  • دست نبشته های مجازی » یار دبستانی در دانشگاه کاشان طنین انداز شد! در یار دبستانی من!
  • روهام در فاطمه رجبی در کاشان!
  • دست نبشته های مجازی » فاطمه رجبی در کاشان! در فاطمه رجبی در کاشان!(2)
  • زهرا در فاطمه رجبی در کاشان!

برگه‌ها

  • آهنگ های مانیکس
  • فید چیست؟
  • نوروز
  • کتابخانه دیجیتال
    • ادبیات
    • کارشناسی ارشد
    • کامپیوتر

پیوندها

  • باهوش ترین پسر دنیا
  • تنها در باغ
  • ساری گلین
  • سید ابراهیم نبوی
  • صاحبدلان
  • نیک آهنگ کوثر
  • وب نوشته های مهدی رسولی

بایگانی

  • جولای 2009
  • ژوئن 2009
  • می 2009
  • آوریل 2009
  • مارس 2009
  • فوریه 2009
  • ژانویه 2009
  • دسامبر 2008
  • نوامبر 2008
  • اکتبر 2008
خوراک خوراک دیدگاه ها اعتبار xhtml 1.1 طراحی شده توسط جیده قدرت گرفته از Wordpress از فایرفاکس استفاده کنید

کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.